تبلیغات
وبلاگ دانشجویی موسسه آموزش عالی اندیشه جهرم - داستان کوتاه

داستان کوتاه

دوشنبه 2 خرداد 1390 08:04 ق.ظنویسنده : حمید منفرد

 

مردی بسیار ثروتمند که از نزدیکان پادشاه بود و در سرزمین مجاور ثروت کلانی داشت، از محبت و عشقی که رعایا ونزدیکانش نسبت به شیوانا داشتند به شدت آزرده بود...

به همین خاطر روزی با خشم نزد شیوانا آمد و با لحن توهین آمیزی خطاب به شیوانا گفت: آهای پیر معرفت! من با خودم یکی از رعیت هایم را آورده ام و مقابل تو به او شلاق می زنم. به من نشان بده تو چگونه آن را تلافی می کنی...

شیوانا سر بلند کرد و نیم نگاهی به رعیت انداخت و سنگی از روی زمین برداشت و آن را در یک کفه ترازوی مقابل خود گذاشت. کفه ترازو پائین رفت و کفه دیگر بالا آمد...

مرد ثروتمند شلاقی محکم بر پای رعیت وارد ساخت. فریاد رعیت شلاق خورده به آسمان رفت. هیچکس جرات اعتراض به فامیل پادشاه را نداشت و در نتیجه همه ساکت ماندند...!

مرد ثروتمند که سکوت جمع را دید لبخندی زد و گفت: پس قبول داری که همه درس های تو بیهوده و بی ارزش است!

اما هنوز سخنان مرد به پایان نرسیده بود که فریادی از بین همراهان مرد ثروتمند برخاست!

پسر مرد ثروتمند همان لحظه به خاطر رم کردن اسبش به زمین سقوط کرده بود و پای راستش شکسته بود. مرد ثروتمند سراسیمه به سوی پسرش رفت و او را در آغوش گرفت و از همراهان خواست تا سریعاً به سراغ طبیب بروند...

در فاصله زمانی رسیدن طبیب، مرد ثروتمند به سوی شیوانا نیم نگاهی انداخت و با کمال حیرت دید که رعیت شلاق خورده لنگ لنگان خودش را به ترازوی شیوانا رساند و سنگی از روی زمین برداشت و در کفه دیگر ترازو انداخت...

کفه پائین آمده، بالا رفت و کفه دیگر به سمت زمین آمد...!!!

می گویند آن مرد ثروتمند دیگر به مدرسه شیوانا قدم نگذاشت!

کفه ترازوی شما در ترازوی عدل الهی چگونه است...؟! 

 

سخن روز : 

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، 
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، 
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، 
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، 
می خواهم بدانم، دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی ؟!

تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

سهراب سپهری  


آخرین ویرایش: - -

 
شنبه 25 شهریور 1396 08:04 ق.ظ
Thank you for sharing your thoughts. I really appreciate your efforts and I will be waiting for your next post thank you once again.
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:26 ب.ظ
I do not even know how I ended up here, but I thought
this post was good. I don't know who you are but definitely you
are going to a famous blogger if you aren't already ;) Cheers!
دوشنبه 23 مرداد 1396 04:39 ب.ظ
If you are going for most excellent contents like me, just visit this web page daily because it gives feature
contents, thanks
سه شنبه 3 خرداد 1390 01:25 ب.ظ
khili khoooooooooooooooobeeeeeeeee
حمید منفرد
خواهش میکنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر